خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





ما دستمال سرخ ها ...



        



    روزگاری پیش بود... می گفتند اوضاع کردستان خوب نیست...دشمن دارد به داخل می آید ...
    و عده ای در تهران می گفتند : « ای بابا...بی خیال... »
    بعد عده ای جوانِ از جان گذشته بلند شدند ورفتند برای جنگ با غولی که فکر می کرد نمی بینندش...
    در آن روزگار، برخی از مردم خواب بودند ( همانطور که هنوز هم " در خواب فرورفتگان" کم نیستند ... ) 

    فرمانده ی آنها (علی اصغر وصالی طهرانی‌فرد - اصغر وصالی) که یک بچه تهران بود، در روز عاشورا شهید شد ...

    در آن روزگار مردی بود بلند قامت ومتفکر وصبور واز جان گذشته که او هم فهمیده بود بهشت هایی که روی زمین نشان مان می دهند، واقعی نیستند...پس ایالات متحده ( که این روزها گاهی سرزمین فرصت ها می خوانندش ) را ترک کرد وبرای رزم جانانه به میهن بازگشت...رفت و به "دستمال سرخها" پیوست... پس او هم شهید شد ...نابغه ای که می توانست روزی به حقوق های نجومی شاید دست یابد!... و الحق هم که حقوق های بسیار نجومی تر لایقش بود ...
    اتفاقا او هم به خیلی ها سعی داشت اوضاع را گوشزد کند...
    اما...

    خلاصه دوران گذشت...

    مردی از کارستانِ روزگارِ ایران زمین به بپاخاست و رفت و غول را با راهبرد و تاکتیک شکست داد...او هم بچه ای از تهران بود ...می گفت: « بچه ها ...هواستون به وحدت باشه ... پیران شهرشان را احترام نهید ...»
    حاج احمد متوسلیان، مردی حواس جمع بود...او خیلی چیزها را می دیدو در "آن"، رسیدگی اش می کرد ...

    بعدها این مرد روزگار نبردو آزادگیِ کردستان به خرمشهر رفت ...
    باز هم در آنجا خیلی ها بودند که می گفتند:

    - آقا جان ! اینقدر سخت نگیر...چیزی نشده که ! ...

    و آنجا بود که گوشی بیسیم را رو به آسمان گرفت، تا شاید بشنوند که «چیزی نیست»، «چیست !»
    البته و اتفاقا قبل تر ها بزرگمردِ پزشکی بود که " عبدالرضا موسوی " ( فرمانده ی سپاه خرمشهر ) 
    می خوانندش...او از پیش، پیش بینی کرده بود که دشمن در حال موضع گیری برای ورود به خاک است! ...آخر او با دانش آشنا بود و می دانست که یکی از ابتدایی ترین کارهای دانش " پیش بینی " است ... او هم بسیار می گفت که : « دشمن در فکر ورود است » ... اما : « کو گوش ؟! »

    و این روزها ما "دستمال سرخ ها"، گاهی به خط مقدم می زنیم و منطقه را شناسایی می کنیم و تحرکاتی را می فهمیم و پیش بینی هایی می کنیم...باز هم البته عده ای خواب هستندو گاهی لبخندی هم می زنند و فکر می کنند که اینها " اثرات جوانی است ! " ...
    و اینجاست که وقتی می گویم : « رفیق...هوای بچه محل را داشته باش ...» معنا پیدا می کند ...
    « ما "بچه های محل"، باید بسیار گوش به زنگ باشیم...» شاید دوران جنگ های کلاسیک به سر آمده باشد [که گویا برای ایالات متحده هاو متحدانشان تا ابد ادامه دارد ...چرا که برای ایشان کار می کند! ...باتلاقی که برای سربازانِ بخت برگشته شان فراهم می کنند... سربازانی که خانواده دارندو با تله های سیاست مداران شان به کام مرگ می روند...
    نمی دانم مردمانِ کشورِ ایالات متحده چه وقت می خواهند بیدار شوند...امیدوارم تا آن روزگاران، اینقدر بهای دیوانگی های سیاست مداران شان را نداده باشند که دیگر راه بازگشتی نمانده باشد...]
    روزی به دوستی اهل مطالعه و تفکر گفتم: « یکی از دلایل گیرکردگی های آمریکا در منطقه این است که مغزهای مردمانی که به آنها حمله می کند را نمی شناسد...برای همین دائما در باتلاق هایی متفاوت فرو می افتد...»
    دوستم گفت :« شاید برای سربازان شان باتلاق است وبرای سیاست مداران شان نه! ...شاید این باتلاق برای سیاست مداران شان کار می کند !»

    اینها حرفهایی تاثیر پذیرفته از این و آن نیست ...به فیلم های کارگردان های ایالات متحده نگاه کنید ...کوبریک...فورد کاپولا ...هنرمندان زیرکانه وباریک نگاه می کنند ...تصویری که از جنگ های آمریکا می دهند چگونه است ؟ ...







    تفکرم بر این است:
    « نبردی که ما " دستمال سرخ ها " و " بچه محل ها " بتوانیم به انجام رسانیم، نبردی رسانه ای - فرهنگی است ...»
    روزی به دوستی که فعال در حوزه ی "دفاع مقدس" بود گفتم :
    «ببین ... این ویدیویی که تدوین شده، موسیقی و...همگی کاملا با حال و هوای یک بچه هیئتی سازگار است.» ( فراموش نشود که خودم هم یکی از آنها بودم وعموی من از پایه های همیشگی سقاخانه ی چایِ هیئت) 
    اما ما باید به این فکر کنیم که بر یک جوان ایرانی که در " پاریس " یا " لندن " نشسته، چطور می توانیم تاثیر بگذاریم ؟ ...جوانانی که زمانی که به آن طرف می روند، بسیار کشوردوست تر می شوند ... 
    دوستانی از خودم که تازه می فهمند ادبیات ایران چیست ...نظامی گنجوی که بود و حافظ و مولانا و... جوانانِ دیگری که کلافه از سوپراستارهای " کمیک استریپیِ " آن طرف می شوندو تلاش می کنند تا قهرمان های خودمان را دریابند وپهلوانانی که در طولانی ترین جنگ کلاسیک جهان(هشت سال دفاع مقدس میهن و موطن و جان ) بودند و هنوز هم بسیار هستند ...وقتی برای یکی از ایشان ویدیویی از سردار شهید ناظری فرستادم، گویا دنیا برایش رنگ دیگری گرفته بود ...

    شاید اگر این همه شور و هیجان و عشق دینی و ایرانی را که هر دو چندین هزارسال قدمت دارند را ترجمه کنیم وبتوانیم به کشورهای دنیا صادر کنیم، دیگر اینقدر ترس از نفوذها و حمله های فرهنگی را نداشته باشیم...
    چیزی که آموختم این است :

    « بهترین دفاع حمله است ...»


    و روح شهید چمرانی که هنوز نگاهش به ما "چریک های فرهنگی و رسانه ای " است ...


             


    پانویس: به نظرم بایستی شروع کنیم به افزایش سواد ومطالعه و یادگیری عمیق زبان های خارجی ...چرا که هر نبردی، اسلحه ی مخصوص به خودش را طلب می کند - باید ریشه ها را پیدا کرد ... و باروش های خاص به مقابله بلند شد...
    هر وقت کسی از بابا می پرسد چند سال جنگیدید، بابا می گه :
    - « نه سال ! یک سال هم با منافقین جنگیدیم! »

    حدودا بیست و هشت سال از پایان " جنگ تحمیلی و دوران دفاع مقدس " می گذرد...
    فکر کنم خیلی عقب هستیم...خیلی ...

    پانویس دوم : 
    اگر نوشتم " بچه تهران " منظورم اصلا این نبود که فقط بچه تهران ها در جنگ سرنوشت ساز بودند...ما همه " ما " بودیم...
    عرب زبان...ترک زبان ... کرد زبان...و... همه در ریشه متعلق هستیم به خاک ایران زمین...
    قصدم فقط گفتنِ شهر محل تولد آن شهدای بزرگوار بود ... همین ... وزبان مشترک مان که همگی "پارسی " یا " فارسی " صحبت می کنیم ...فراموش نکنیم هیچ وقت، که همگی مان ایرانی هستیم و "ایران زمین " به یُمن وجود "ماهاست" که ایران زمین بود، هست و خواهد ماند ...
    اینکه شهدای دیگر مناطق ایران زمین را کمتر می شناسم، بگذارید بر کم سوادی من، قول می دهم در آینده شهدای تمام شهرهای ایران زمین را بهتر بشناسم ...


    این مطلب تا کنون 5 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : زمین ,شاید ,کنیم ,خیلی ,تهران ,مداران ,ایران زمین ,سیاست مداران ,ایالات متحده ,دفاع مقدس ,اصغر وصالی ,
    ما دستمال سرخ ها ...

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر